غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )
47
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )
به امرى كه مستلزم بقاى نسل است مشغول گشتند . و حوا هرگاه حامله شدى پسر و دخترى آوردى و آدم دختر بطنى به پسر بطنى ديگر دادى و چون قابيل و اقليميا به يك شكم و هابيل و لبودا به شكم ديگر بودند آدم خواست كه اقليميا را به هابيل و لبودا را به قابيل دهد . قابيل از قبول اين امر سرباز زده ميان برادران منازعت اتفاق افتاد . آدم فرمود تا اخوان قربان كنند و قربان هريك مقبول شود اقليميا او را باشد . و طريق قربان در آن زمان چنان بود كه هركس گوسفندى يا چيزى ديگر از جنس مأكولات بر سر كوهى نهادى اگر مقبول بودى آتش ظاهر شدى و او را از جنس خود ساختى . چون هابيل و قابيل قربان كردند قربان هابيل در حيز قبول آمد بدين سبب قابيل قصد قتل برادر نمود و در وقتىكه آدم به حج رفته بود سنگى بر سر هابيل زد تا به سعادت شهادت رسيد و رسم خون ناحق و نفاق اخوت در ميان بنى آدم از آن زمان پيدا شد . آنگاه شيطان به قابيل گفت كه آتش ، قربان هابيل را از آن جهت قبول كرد كه او را مىپرستيد بنابرآن قابيل به سجدهء آتش قيام نموده طريقهء آتشپرستى شيوع يافت . القصه چون آدم عليه السلام از حج مراجعت فرموده بر كيفيت واقعهء هائلهء هابيل مطلع شد بيتى چند در مرثيهء فرزند ارجمند خود در سلك نظم كشيد كه اول آن ابيات اين است : تغيرت البلاد و من عليها * و وجه الأرض مغبر قبيح بر تقدير صحت اين روايت ، آدم اول كسى است كه به زبان عربى شعر گفته اما روايت صحيح آن است كه اشعار آدم به لغت سريانى بوده و يكى از فضلاى عرب مضمون آن را ترجمه كرده . برخى از اهل تحقيق را عقيده آنكه آدم عليه السلام در مرثيهء هابيل الفاظ منثور كه فحواى آن مطابق آن ابيات بود ادا فرمود و العلم عند اللّه تعالى . امام شمس الدين محمد شهرزورى در تاريخ حكما آورده كه من بعضى از مؤلفات آدم عليه السلام را ديدهام و او اول شخصى است كه به استخراج صنايع و ترتيب آلات آن توفيق يافته فرزندان خود را تعليم داد و نخستين كسى است كه افسر رسالت بر سر نهاد . شيث عليه السلام . استاد ادريس پيغمبر است . و چون بعد از فوت آدم عليه السلام بيت المعمور را به آسمان بردند شيث خانهء كعبه را در همان موضع بنا نهاد و در زمان طوفان نوح عليه السلام آن خانه منهدم گشته ابراهيم عليه السلام به تمهيد و تشييد آن مقام